به نام خداوند مهر و محبت
سلام مهربان من؛
روزگار چرخید و چرخید و قریب 10 ماه از باهم بودنمان سپری شد.
10 ماه از پیوند قلبهامان
10 ماه از روزی که دست در دست هم نهادیم تا ادامه راه زندگی را در کنار هم،باهم وبا کمک هم طی کنیم
10 ماهی که پر بود از.روزهایی سراسر خوشی همراه با ذره هایی ناخوشی و قهر و دوست داشتن و گریه و خنده و....
10 ماه پر از لحظه های ناب بی مانند،لحظه های بی تکرار
10 ماه از حادثه های جور واجور،جور وناجور
10 ماهی که هر روزش بهتر از دیروز بود و هر لحظه اش بهتر از لحظه ی قبل
هر روز که میگذشت ، نهال زندگی مان تنومند تر از دیروز میشد و هرچه تنومندتر میشد در برابر سختی ها مقاومتر..
هرچه میگذشت همه چیز کهنه میشد الا پیوندها که هر روز تازه تر میشد و جوانه های امید بود که در بطن زندگیمان شکوفاتر..
با آمدنت مفهوم برکت را در تمام زندگیم،با تمام وجودم حس کردم و برای هر بار(ش) شکر پروردگار مهربان کردم..
با آمدنت زندگی ام رنگ و بوی دیگری گرفت، با بودنت مفهوم زندگی را شناختم و درک کردم و با آمدنت از تو یادگرفتم صبوری را..
قرار بود بشوم سنگ صبورت ،
بشوم تکیه گاهت،
اما تو شدی تکیه گاهی محکم و صبوری بی مانند برایم، تا بتوانم سختیهای زندگی را تحمل کنم ،بجنگم و پیش بروم..
به بهانه روز زن خواستم برایت بنویسم که برایم چقدر با ارزشی و چقدر دوستت دارم، اما اینجا نه مجال نوشتن هست و نه این کلمات را یارای بیان آن..
همسر مهربان و صبور وفداکار من،روزت مبارک
------------------------
پی نوشت:
1-سالروز میلاد حضرت فاطمه زهرا(سلام اله علیها) و روز زن بر مادرم و مادر خانمم (خاله جانم)و تمام زنان امت رسول الله مبارکباد.
2-ندارد
سلام، باغچه خاطره ها: نقاشی ،بنایی ،برق کشی،موزائیک کاری و کلیه امور در مورد ساخت وساز ساختمانی رو در ساختمان این باغ یادگرفتیم(افعال جمع به کار برده میشوند چون من دونفرم!) (1) اوراقی: نوعی داس میباشد که برای چیدن علف،گندم و ... استفاده میشود،اوراقی معمولا سبکتر از داس ها هستند و برای کارهای سبکتر استفاده میشوند.(داس منظورم سیستم عامل داس،(اون صفحه سیاهه توی کامپیوتر نیستا!)) |
الهی رضا برضاک...*
ذره ذره...گام به گام...
دیرور(دقیقا اسفند 88)چند ماهی بعد ازنامزدیش....درد ! بیماری !...
و دستهای دعا...اشک...اجابت!
خنده ...شادی...بازمرورخاطرات...
یادتان هست نمازعید فطر ...عکس ریا...!
همگام با برو بچه های هیئت...
ذره ذره...گام به گام...
وباز بیماریش عود میکند...
آه !ناله !درد!...
بچه ها بیائید بازهم برای حمید دعا کنیم...
دستهای دعا...زیارت عاشورا...توسل...
صبرکنید ...دیگرنیازی نیست...
انگارنسیم صبح دیروز برای خانواده ودوستانش خبری سرد وغمبارآورد...
اما شاید حمید بعد ازمدتها تازه ازدرد خلاص شده بود...
وآرزو به ارزویش رسید...!
یادت هست اینجا برایش دعا کردی؟!بازهم مرور کن ودر بغض وناله واشکت ...دل خود را با خواندن فاتحه ای تسلی بخش...
بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،
بعضیها شعر شان کهنه است، فکرشان نو،
بعضیها شعرشان نو است، فکرشان کهنه،
بعضیها یک عمر زندگی میکنند برای رسیدن به زندگی،
بعضیها زمینها را از خدا مجانی میگیرند و به بندگان خدا گران میفروشند.
بعضیها حمال کتابند،
بعضیها بقال کتابند،
بعضیها انباردارکتابند،
بعضیها کلکسیونر کتابند
بعضیها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کیفشان و بعضی به کارشان،
بعضیها اصلا قیمتی ندارند،
بعضیها به درد آلبوم میخورند،
بعضیها را باید قاب گرفت،
بعضیها را باید بایگانی کرد،
بعضیها را باید به آب انداخت،
بعضیها هزار لایه دارند
بعضیها ارزششان به حساب بانکیشان است،
بعضیها همرنگ جماعت میشوند ولی همفکر جماعت نه،
بعضیها را همیشه در بانکها میبینی یا در بنگاهها.
بعضیها در حسرت پول همیشه مریضند،
بعضیها برای حفظ پول همیشه بیخوابند،
بعضیها برای دیدن پول همیشه میخوابند،
بعضیها برای پول همه کاره میشوند.
بعضیها نان نامشان را میخورند،
بعضیها نان جوانیشان را میخورند،
بعضیها نان موی سفیدشان را میخورند،
بعضیها نان پدرانشان را میخورند،
بعضیها نان خشک و خالی میخورند،
بعضیها اصلا نان نمیخورند،
بعضیها با گلها صحبت میکنند،
بعضیها با ستارهها رابطه دارند.
بعضی ها صدای آب را ترجمه میکنند.
بعضی ها صدای ملائک را میشنوند.
بعضی ها صدای دل خود را هم نمیشنوند.
بعضی ها حتی زحمت فکرکردن را به خود نمیدهند.
بعضی ها در تلاشند که بیتفاوت باشند.
بعضی ها فکر میکنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست.
بعضی ها فکر میکنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.
بعضی ها برای سیگار کشیدنشان همه جا را ملک خصوصی خود میدانند.
بعضی ها فکر میکنند پول مغز میآورد و بی پولی بی مغزی.
بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر میکشند.
بعضی ها ابتذال را با روشنفکری اشتباه میگیرند.
بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها که نمیکشند.
بعضی ها یک درجه تند زندگی میکنند، بعضیها یک درجه کند.
هیچکس بیدرجه نیست.
بعضی ها حتی در تابستان هم سرما میخورند.
بعضی ها در تمام زندگیشان نقش بازی میکنند.
بعضی از آدمها فاصله پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ.
بعضی ها دنیایشان به اندازه یک محله است، بعضی به اندازه یک شهر،
بعضی به اندازه کرة زمین و بعضی به وسعت کل هستی.
بعضی ها به پز میگویند پرستیژ
بعضی ها خیلی جورهای مختلف هستند.
شما چطور؟ آیا شما هم از این بعضی ها هستید ؟؟؟



